بهخوبی در خاطرم هست که یکی از اساتیدمان از مراجعی صحبت میکرد که مادرش در برقراری ارتباط با دخترِ سه ساله و مبتلا به اوتیسم خود، کاملاً درمانده شده بود. کودک بههیچوجه نمیتوانست با مادرش ارتباط برقرار کند یا حتی او را در آغوش بگیرد. مادر که از رویکردهای دیگر نتیجهای نگرفته بود، فرزندش را نزد یک متخصص توانبخشی میبرد.
در آنجا، درمانگر بهجای تمرینهای بالینیِ معمول، کودک را کنار یک ساز مینشاند و ملودیهایی با ریتمهای گوناگون برای او مینوازد. کودک سرانجام، به یکی از آهنگها واکنش نشان میدهد و در کمال شگفتی، همگام با ریتم شروع به دست زدن میکند. درنتیجه، اولین پاسخِ مثبتِ کودک به فرآیند درمان، مشاهده میشود.
بهدنبالِ تداوم جلسات موسیقیدرمانی بهمدت چند هفته، درنهایت کودک قادر میشود تا مادرش را در آغوش گیرد. شنیدن روایت این مراجع، نقطۀ آغاز علاقهمندی من به یکی از خلاقانهترین حوزههای توانبخشی، یعنی «موسیقیدرمانی» بود.
چرا موسیقی؟ راز نفوذپذیری ریتم در اوتیسم
پژوهشها نشان میدهند که افراد مبتلا به اختلال طیف اوتیسم (ASD)، در مقایسه با سایر محرکهای محیطی، علاقۀ بسیار بیشتری به محرکهای شنیداری -بهویژه در قالب موسیقی- نشان میدهند. آنها حتی در مقایسه با همسالانِ دارای رشد طبیعیِ خود، برای مدتزمانِ طولانیتری، با این محرکها درگیر میمانند (کین و سیمپسون، ۲۰۱۱؛ تاوت، ۱۹۸۷). این درگیری و علاقه به موسیقی، میتواند تا حدودی ریشهی زیستی داشته باشد؛ از آنجایی که از دید برخی پژوهشها، کودکان دارای اوتیسم مهارتهای موسیقیایی دستنخورده یا تقویتشدهای همچون حافظهی ملودیک و پردازش الگوی ملودیک دارند، بسیاری از این افراد حتی واکنشهای مغزی قویتری نسبت به آواز در مقایسه با گفتار در نواحی پیشانی-گیجگاهی نشان میدهند.(شاردا و همکاران، 2018) این جذابیت ذاتیِ موسیقی، احتمالاً میتواند یکی از دلایل اصلیِ اثربخشی و کارایی گستردۀ موسیقیدرمانی- بهعنوان یک مداخلۀ توانبخشی- برای این افراد باشد.
ویژگی متمایزکنندۀ موسیقیدرمانی تنها در خلاقانه بودنِ آن خلاصه نمیشود؛ بلکه حجم گستردهای از شواهد پژوهشی نشان میدهند که این روش، در مقایسه با بسیاری از مداخلات دیگر، اثربخشی چشمگیرتری در بهبود چالشهای افراد مبتلا به اوتیسم دارد. اما چرا این رویکرد تا این اندازه موفق عمل میکند؟
برای درک این موضوع، باید به دو چالش عمدۀ این افراد، یعنی دشواریهایی در «حوزۀ هیجانی» و «حوزۀ اجتماعی-ارتباطی» نگاهی بیندازیم:
حوزۀ هیجانی: افراد دارای اوتیسم معمولاً در تفسیر علائم غیرکلامیِ دیگران، مانند درک حالات چهره و زبان بدن، با محدودیت روبهرو هستند (مولنار و هیتون، ۲۰۱۲). ضعف در رمزگشایی نشانههای هیجانی دیگران، باعث میشود این افراد در زندگی روزمره با چالشهای فراوانی مواجه شوند؛ تا جایی که کاهش توجه به این نشانههای هیجانی، اغلب به تعاملات منفی با همسالان و ناتوانی در حلوفصل تعارضها میانجامد.
حوزۀ اجتماعی-ارتباطی: بسیاری از کودکان مبتلا به اوتیسم در مهارتهای پایۀ ارتباطی مانند برقراری تماس چشمی، تقلیدِ آواها و حرکات، و همچنین در فعالیتهای مشارکتی مثل نوبتگیری و بازی با همسالان مشکل دارند. در نتیجۀ تجربۀ مکررِ همین موانع و ناکامیهاست که این کودکان، اغلب به رفتارهای اجتنابی روی آورده و از موقعیتهای اجتماعی کنارهگیری میکنند (فینیگان و استار، ۲۰۱۰).
حال به این موضوع خواهیم پرداخت که چگونه موسیقیدرمانی به بهبود این دو حوزه کمک میکند.
معجزۀ موسیقی در ادراک هیجانی
پژوهشها به یک تناقض جالب در افراد مبتلا به اوتیسم اشاره میکنند: درحالیکه این افراد اغلب در تفسیر حالات هیجانی چهره و لحن گفتارِ اجتماعی با محدودیت مواجهاند، توانایی آنها در درک «هیجانات نهفته در موسیقی» تقریباً دستنخورده باقی میماند. به عبارت دیگر، آنها میتوانند هیجانات مختلفی را که یک قطعۀ موسیقی منتقل میکند(شاد، غمگین، ترسناک و آرام)، بهخوبی تشخیص دهند. اهمیت این یافته زمانی روشن میشود که بدانیم این توانایی قابل تعمیم است؛ یعنی تمرینِ استخراج نشانههای هیجانی از موسیقی، میتواند به درک بهترِ لحنِ هیجانی، در گفتار روزمره نیز کمک کند. بر همین اساس، موسیقیدرمانی یک بستر بینظیر برای توانبخشیِ هیجانی این افراد فراهم میکند (مولنار و هیتون، ۲۰۱۲).
ارتقای مهارتهای اجتماعی و تغییرات شبکههای مغزی
در حوزۀ اجتماعی و ارتباطی، مداخلات مبتنی بر موسیقی در مقایسه با سایر روشها، نتایج ملموستری به همراه دارند. این جلسات نهتنها به کاهش رفتارهای خودتحریکی و افزایش زمانِ توجه کمک میکنند، بلکه در بهبود ارتباط کلامی و برقراری تماس چشمی نیز نقش پررنگی دارند. کودکان در طول موسیقیدرمانی، رفتارهای اجتنابی کمتری نشان میدهند و شادتر و باانگیزهتر در فرایند درمان مشارکت میکنند (ویپل، ۲۰۰۴).
جذابتر اینکه اثربخشیِ موسیقیدرمانی تا سطح شبکههای عصبی و عملکرد مغز نیز نفوذ میکند. یکی از دلایل ریشهایِ ضعف در مهارتهای اجتماعیِ این افراد، اختلال در اتصالات مغزی است (مانند اتصال ضعیف در شبکههای پیشانی-گیجگاهی و قشری-زیرقشری، و اتصال بیشازحد در شبکههای حسی). نتایج تصویربرداریهای مغزی نشان میدهد که موسیقیدرمانی میتواند این الگوها را اصلاح کند؛ یعنی اتصال عملکردی بین نواحی شنوایی اولیه و حرکتی-زیرقشری را افزایش داده و اتصالات غیرطبیعیِ بین نواحی شنوایی و بینایی را تعدیل کند. شواهد علمی تأیید کردهاند که این تغییراتِ ساختاری در مغز، با بهبود مهارتهای ارتباطیِ این افراد همبستگی معناداری دارد (شاردا و همکاران، ۲۰۱۸).
چشماندازهای نوین و راهکارهای کاربردی
در نهایت، موسیقیدرمانی چیزی فراتر از یک مداخلهی بالینیِ صرف است؛ زبانی مشترک است که میتواند دنیای درونی افراد مبتلا به اوتیسم را به جهان پیرامونشان پیوند دهد. البته اگر که این ابزار قدرتمند از کلینیک به متن زندگی روزمره آورده شود: چه از طریق آموزش به والدین برای اجرای تمرینات موسیقایی در خانه، چه با کمک فناوریهای نوین و اپلیکیشنهای تعاملی، و چه در قالب گروههای شادِ همنوازی. هر یک از این گامها میتواند گرهای از چالشهای ارتباطی باز کند.
از اینرو، موسیقیدرمانی یک درمان مقطعی نیست، بلکه پنجرهای است به سوی ارتباطی عمیقتر، تا این افراد بتوانند با اطمینان و آرامش بیشتری با جهان پیرامون خود همصدا شوند.
منابع
- Thaut, M. H. (1987). Visual versus auditory (musical) stimulus preferences in autistic children: A pilot study. Journal of Autism and Developmental Disorders, 17(3), 425-432.
- Simpson, K., & Keen, D. (2011). Music interventions for children with autism: narrative review of the literature. Journal of autism and developmental disorders, 41, 1507-1514.
- Finnigan, E., & Starr, E. (2010). Increasing social responsiveness in a child with autism: A comparison of music and non-music interventions. Autism, 14(4), 321-348.
- Whipple, J. (2004). Music in intervention for children and adolescents with autism: A meta-analysis. Journal of music therapy, 41(2), 90-106.
- Molnar‐Szakacs, I., & Heaton, P. (2012). Music: a unique window into the world of autism. Annals of the New York Academy of Sciences, 1252(1), 318-324.
- Sharda, M., Tuerk, C., Chowdhury, R., Jamey, K., Foster, N., Custo-Blanch, M., … & Hyde, K. (2018). Music improves social communication and auditory–motor connectivity in children with autism. Translational psychiatry, 8(1), 231.